تبليغاتX
باران مهربانی -

باران مهربانی

من سردم است
من سردم است
و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد
ای یار آن شراب مگر چند ساله بود؟

اینجا انگار در خیابانهای سرد شهر
جز صدای خداحافظ
خداحافظ
صدایی نیست
من یک دریچه می خواهم
که از آن به ازدحام
کوچه خوشبخت بنگرم

آرزوها خود را می بازند
در هماهمنگی هزاران در بسته

همه ترسیدند
همه ترسیدند
اما من و تو به آب و آیینه پیوستیم
و نترسیدیم

زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست
که نگاه من در نی نی چشمان تو
خود را ویران می سازد

تو چه هستی
تو چه هستی
یک لحظه یک لحظه
که چشمان مرا می کشد در برهوت آگاهی

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 14:2 توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شکسپیر میگه :
زندگی حواسشو جمع میکنه ببینه تو چی دوست داری تا دقیقا همونو ازت بگیره


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

در کوی عشق
آسمونی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


آرشیو موضوعی

ارتفاع خواستن
دیروزها کسی را دوست داشتم
تنهایی
تنهام گذاشتی !!!
خدایا
هر چی آرزوی خوبه ماله تو
ماه من


پیوندها

باران مهربانی
باران امید
بانوی باران
سیندرلا
کویر
عشق
نغمه سکوت
یاس سپید
کتاب غم
ماسه سرگردان
حالا خودم برایت می نویسم
اصغر آقا ( خواندنی )
آوای دل شکسته
دست خط سرنوشت
شمس پرنده
رها
آدم ( یادداشتهای یک دفترقدیمی )
بی خوابی حجیم
شبنم صبحگاهی
گل باران زده در گلپایگان
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
خیزران
شعر و نثر
پرواز در آسمان هنر با حامد سنتور
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin