تبليغاتX
باران مهربانی

باران مهربانی

 

 تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

 باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

 و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

         خانه کوچک ما

                               سیب نداشت

 حمید مصدق

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 9:35 توسط باران |


بايد فراموشت کنم

چنديست تمرين ميکنم

من ميتوانم ! ميشود ! آرام تلقين ميکنم

حالم ؟!

نه اصلاً خوب نيست ، تا بعد بهتر ميشوم

فکري براي اين دل آرام غمگين ميکنم

من ميپذيرم تو رفته اي و برنميگردي همين..!

خود را براي درک اين ، صد بار تحسين ميکنم

کم کم ز يادم ميروي اين روزگار و رسم اوست

اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميکنم

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 10:4 توسط باران |


سگان تا ابد پارس خواهند کرد

بوی لجن همه جا را فرا خواهد گرفت

و دستان آن زبان هرزه ها کرم خواهد زد

و آنها در بی هویتی نامعلومی

خواهند مرد

و از خاکشان هزاران سگ خواهد رویید

تا همچون خود

همه جا را سیاه کنند

و زمین از آبله هرزگان خواهد سوخت

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 11:20 توسط باران |


 

" در آن طلا که محک طلب کند شک است

و شک چیزی به جای نمی گذارد

مهر آن متاعی نیست که بشود آزمود

و پس از آن ضربه ی یک آزمایش به حقارت آلوده اش نسازد .

عشق ، جمع اعداد و ارقام نیست تا بتوان آن را به آزمایش گذاشت ،

باز آنها را زیر هم نوشت و باز آنها را جمع کرد . "

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 15:9 توسط باران |


ماهی طلایی خوشبختی !

یادته اولین روزهای آشنایمون

اون روزایی که قلب تپنده عشق تو بودی

برات یک جمله از نادر ابراهیمی گفتم

ایمان من " به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش .

من خوب آگاهم که زندگی ، یکسر ، صحنه ی بازیست ؛

من خوب میدانم .

اما بدان که همه کس برای بازیهای حقیر آفریده نشده است .

مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان !

و تو گفتی عزیزم اینا مال کتاب هاست

اون موقع نمی دونستی دایی داری که عشقتو بدنام می کنه

 و مادری که باور می کنه

و تویی که خسته می شی و میگی عشق من !

مهربونم تو لایقه خوشبختی هستی !

من می رم تا تو خوشبخت بشی !!!

و حالا من تنها تر از همیشه ....

می خوام بقیه متن نادر ابراهیمی رو برات بگم ....

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 14:29 توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شکسپیر میگه :
زندگی حواسشو جمع میکنه ببینه تو چی دوست داری تا دقیقا همونو ازت بگیره


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

در کوی عشق
آسمونی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


آرشیو موضوعی

ارتفاع خواستن
دیروزها کسی را دوست داشتم
تنهایی
تنهام گذاشتی !!!
خدایا
هر چی آرزوی خوبه ماله تو
ماه من


پیوندها

باران مهربانی
باران امید
بانوی باران
سیندرلا
کویر
عشق
نغمه سکوت
یاس سپید
کتاب غم
ماسه سرگردان
حالا خودم برایت می نویسم
اصغر آقا ( خواندنی )
آوای دل شکسته
دست خط سرنوشت
شمس پرنده
رها
آدم ( یادداشتهای یک دفترقدیمی )
بی خوابی حجیم
شبنم صبحگاهی
گل باران زده در گلپایگان
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
خیزران
شعر و نثر
پرواز در آسمان هنر با حامد سنتور
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin