تبليغاتX
باران مهربانی

باران مهربانی

 اي جدا ناشدني !
گامت را آرام تر بردار !

هنوز پای سجاده ام مانده ام !
از برم آرام تر بگذر !
تا به کام دل ببينمت !
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
.

.

.
آه !
که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم کرد ...
و شگفتا که زيستن با نيمي از روح ،  تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين اشک فريبنده ات را .

.

.

.
خدایا با من سخني بگو .
مگذار يکباره از پا در افتم ...
فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه به لحظه به من بياموز...
آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند...
اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟!
باران هنگام طوفان را که مي بيني !
آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟
به جاي خون ، اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ...

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 11:41 توسط باران |


دارد چه بر سرم می آید ؟
چشمانم را بسته ام و گذاشته ام ثانیه ها لحظه هایم را اعدام کنند
کم آورده ام
نا توان شده ام در برابر روزها
خسته تر از آنم که حرفی بزنم، یا گاهی داد تا شاید کمی سبک شوم!
تنهاییم هر روز پر رنگتر می شود
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت !؟
اینجا کسی نیست برای حرف زدن
یا حتی اگر کسی هم باشد
حرفهای من از جنس دیگری است
کسی چیزی نمی فهمد از آن!
ولی
ولی دلم می خواست کسی بود و می فهمید تنهایی چه دردی دارد
وقتی دلم تو را می خواهد و هیچ گاه نیستی
بعضی وقتها آرزو می کنم کاش خیال بودنت هم هرگز نبود
کاش نبودی!
کاش نبودی تا من هر روز و هر لحظه احساس دلتنگی نکنم
دستانم را در هوا رها می کنم
ولی نیستی
نیستی تا آنها را بگیری
نیستی تا باورم شود هنوز هم هستم
چه سخت می گذرد بر من...
دلم می خواهد پشت پا بزنم به هر آنچه بوده و هست
من احساساتم را کشته ام
چه دردی می کشند
من به خودم و احساساتم خیانت کرده ام
آنها توان اینهمه سختی را نداشتند
دردم می آید
من درد دارم
هی من، می بینی
دیگر تو را هم برای خودم ندارم
چقدر تنهایم
تنهای تنها

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 9:0 توسط باران |


سجاده ام کجاست ؟

می خواهم از همیشه این اضطراب برخیزم

این دل گرفتگی مدام

شاید

تاثیر سایه ی یاد تو باشد

که این سان گستاخ و سنگ وار

بین خدا و دلم ایستاده است

سجاده ام کجاست ؟؟؟

می خواهم از همیشه این دلهره برخیزم ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 11:39 توسط باران |


آمد سر مست ، زیر شبستان گل نشست

در بین آن جماعت مغرور شب پرست

یک تکه آفتاب ، نه

یک تکه از بهشت

حالا درست پشت سر من نشسته ات

این بیت مطلع ، غزلی عاشقانه نیست

این سومین ردیف نمازی خیالی است

گل دسته های اذان و من و های های های

الا هو الذی اخذ العهد فی الست ....

یک پرده از میان همین بیت می کشی

او فکر می کنی که در این پرده مانده است ؟؟؟

.

.

.

محبوب سلام

اشهد ان لا اله تو

با چشم های سرمه ای

انا لا اله مست

دل می بری که حی علی های های های

نم نم ، نما ، نماز تو در بغض من شکست

.

.

.

سبحان رب هر چه دلم را ز من گرفت

سبحان رب هر چه دلم را ز من گسست

سبحان ربی ال من و باران دلش شکست

سبحان ربی ال من و باران به هم دهید

سبحان تا به کی من دست روی دست

مغضوب

این جماعت

پر های و هوی شدم

افتادم از بهشت بر این ارتفاع پست

زخمم زدی و دوباره ایک نستعین

تا اهدنا اص ... سرای تو راهی نمانده است

یک پرده از میان همین بیت می کشی

محبوب ؛

گمانم آن طرف پرده مانده است ....

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 9:32 توسط باران |


ممنونم برای این حس لطیف غریبه مهربان ...

من دلم میخواست اینجا آنقدر گوش شنوا بود، تا یک آه من کافی باشد
من دلم میخواست خیلی زودتر از اینها لطیف برای دیدار نگار میشدم
من دلم میخواست دلدرد های روزانه، درددل های شبانه مرا آلوده نمیکرد
دلم میخواست هیچ وقت کسی تعارفی سیبی لذتی نمیکرد
هیچ وقت چشم بر نمیداشتم، نمیخابیدم، بی خواب نمیشدم
دلم میخاست آدم میبودم
دستان حوا را میبوسیدم و میبوئیدم
و صد حیف، که قصه لیلی میخوانم و غصه مجنون میشنوم
دلم درد میکند خدا درد،

اینجا جای ما آدمک ها نبود، آواره ام کردی،

 آواره ...

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 15:10 توسط باران |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

شکسپیر میگه :
زندگی حواسشو جمع میکنه ببینه تو چی دوست داری تا دقیقا همونو ازت بگیره


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

در کوی عشق
آسمونی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

بهمن 1387

دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


آرشیو موضوعی

ارتفاع خواستن
دیروزها کسی را دوست داشتم
تنهایی
تنهام گذاشتی !!!
خدایا
هر چی آرزوی خوبه ماله تو
ماه من


پیوندها

باران مهربانی
باران امید
بانوی باران
سیندرلا
کویر
عشق
نغمه سکوت
یاس سپید
کتاب غم
ماسه سرگردان
حالا خودم برایت می نویسم
اصغر آقا ( خواندنی )
آوای دل شکسته
دست خط سرنوشت
شمس پرنده
رها
آدم ( یادداشتهای یک دفترقدیمی )
بی خوابی حجیم
شبنم صبحگاهی
گل باران زده در گلپایگان
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
خیزران
شعر و نثر
پرواز در آسمان هنر با حامد سنتور
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin